کاش می‌شد یک بار برای همیشه نباشم...

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهرخ سروری

روزگار غریبی است نازنین بگذار خوبها همیشه باشند

شاهرخ سروری

بانو غزل بخوان که شدیدا قناری ام وقتی گل همیشه بهاری بهاری ام تا می رسی به تاک غزل مست می شوم وقتی که می روی نگران خماری ام سخت است انتظار کشیدن ولی هزار گل می دهم که تو روزی بکاری ام در من صدا و عکس تو تکثیر می شود تالاری از سکوتم و آیینه کاری ام با خواب های صورتی ام قهر کرده ام چون گفته ای الهه شب زنده داری ام این مشق ها جریمه صد سال . . . وا شده پای تو در قلمرو کاغذ نگاری ام

شاهرخ سروری

دلم را هرس می کنم تا برای با تو بودن جوانه بزند خدا را چه دیدی شاید بهار امسال در زمستان باشد! علی سروری

شاهرخ سروری

تقدیم به دلدادگان و عاشقان ایرانی تو از قبیله لیلی من از قبیله مجنون تو از سپیده و نوری من از شقایق پر خون تو از قبیله دریا من از نژاد کویرم همیشه تشنه و غمگین همیشه بی تو اسیرم همیشه بی تو اسیرم تو از قبیله لیلی آه من از قبیله مجنون حدیث عشق من و تو حدیث ابر بهاری به من چه می رسد ای دوست از این همه غم و زاری از این همه غم و زاری تو از قبیله لبخند من از قبیله اندوه فضای فاصله صد آه فضای فاصله صد کوه فضای فاصله صد کوه تو از قبیله لیلی آه من از قبیله مجنون تو از سپیده و نوری من از شقایق پر خون

شاهرخ سروری

از کنار پنجره که بر می گردی رنگ گمشده رخسارت را نمی یابی نه در آب ها نه در آیینه ها آن گاه می دانی آن کس که از کوچه جوانی ات آرام گذشت نگاه فرسوده تو را تا فردای جنون خواهد برد پس آه می کشی وچینی تازه بر پیشانی ات می نشیند تیمور ترنج

شاهرخ سروری

نگاه کنیم به قیچی عجول عقربه ها که طومار سپید روزهایمان را هر لحظه کوتاه تر می کند.

شاهرخ سروری

بزرگترین درد بیداری است بانو ما در خواب به آرزوهایمان می رسیم در خیابانی از شعر کوچه ای از آواز همدیگر را بیدار کردیم وقتی تمام مردم این شهر خواب را انتظار می کشید بانو! بانو! بانو! بانویی که از صدای قدمهایت دیر تر می آیی بگو مردم فردا چتر هایشان را بر دارند من می خواهم ببارم

ALONE

واقعا ای کاش[افسوس]