مدرسه ها وا شده!

چشم‌هایم خسته هستند،دست‌‌ها،پاها،تک تک سلول‌هایم خسته هستند. امروز بعد از یک خانه نشینی به مدت کل تابستان به زندگی دانشجویی باز گشتم، که معنایش برای من بودن با دوستان، خوابیدن سر کلاس، نگرانی به‌ خاطر امتحان ، خوش‌گذراندن با دوستان و در نهایت خستگی بی‌نهایت است. اوایلش که همین روزها باشد برایم خیلی سخت است. هر چی باشد به تازگی تابستان را پشت سر گذاشته‌ام و مزهء شب بیداری‌ها و روز‌خوابی ها زیر زبانم است. نمی‌توانم به راحتی به صبح زود از خواب بیدار شدن تن در بدهم.

برنامهء دانشگاهم هم کلا چیز جالبی است! هر روز باید بروم دانشگاه و یک کلاس صبح  دارم یک کلاس شب. که دو برابر خسته کننده است.

در هر حال امیدوارم آدم باشم و درس بخوانم و خوش بگذرانم و به کارهای فوق برنامه هم برسم. در ضمن شب‌ها هم زود بخوابم که روزها از اول صبح خسته نباشم.

/ 8 نظر / 12 بازدید
بهنام

به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست

سهند/ازدواج نکنید

سلام آیدا سال جدید تحصیلی رو بهت تبریک میگم، دوران دانشجویی با همه سختی هاش یکی از بهترین دوران زندگی آدم هست قدرش رو بدون و لذت ببر تا می توانی در ضمن من هم ارادت خاصی به اسم "آیدا" دارم، چراش رو نمی دونم، شاید به خاطر آیدای شاملو باشه

ستاره

در هر حال امیدوارم آدم باشم و درس بخوانم و خوش بگذرانم و به کارهای فوق برنامه هم برسم. در ضمن شب‌ها هم زود بخوابم که روزها از اول صبح خسته نباشم. این تیکه رو خوب اومدی!

ایرانی

دلم لک زده واسه کلاس ... هی وای من !!!!

سارا

سلام کلا برای من درس خواندن چیز خوبی است. همیشه من را از خیلی چیزها نجات می دهد ...