زیر ‍ایتان را خوب نگاه کنید....

   گاهی یک اتفاق کوچک اندازه’ کل دنیا برای آدم بزرگ می‌شود، آنقدر بزرگ که خود آدم هم زیر آن اتفاق له می‌شود یا می‌شکند و تکه پاره‌هایش می‌پرند اینور و آنور.

   آنوقت است که آدم باید راه بیفتد و ذرات خودش را از زیر دست و پای آدم‌ها جمع کند. به هرکسی که می‌بیند هشدار بدهد که خرده‌هایش را له نکند. هرچه را که آخر سر یافت -هرچند که هیچ وقت تمام خودش را پیدا نمی‌کند- به هم بچسباند و سعی کند زندگی عادی‌اش را از سر بگیرد. ولی مگر آدم همان آدم قبلیست که زندگی‌اش همان زندگی قبلی باشد؟

حتما باید زمان زیادی بگذرد که آدم جای خالی تکه‌های گم شده‌اش را کمتر احساس کند و بتواند بدون آنها هم به زندگی‌اش ادامه دهد.

نمی‌دانم کی پیدا کردن تکه‌هایم تمام می‌شود و کی عادت می‌کنم...

/ 4 نظر / 15 بازدید
شاهرخ سروری

درود بانو بعضي آدم ها نقش صِفر رو بازي ميكنن تو زندگي اگه ضرب بشن تو زندگيت همه چيزت رو از بین میبرن این روزا عده ای یه جوری زیرآبی میرن که دلت میخواد بهشون بگی، من نگا ه نمیکنم بیا بالا یه نفسی بکش لااقل خفه نشی!!!! زور بخت آزمایی ما گاه به بخت زور آزمایی ما بند میشود. سالهــــــــــا دویده ام؛ با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوا... دیگــــر طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است! دلم؛ دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد...!!! گاهی دلت می گیرد مثل یک مراسم کوچک ختم، حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند...!!!

سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

محمود

می خوام باهات آشنا بشمmahmudsh81@yahoo.com