آدم‌‌ها

بله

من امروز طی یک حساب و کتابی که با خودم داشتم متوجه شدم که تا سال آینده این موقع سه الی چهار نفر از آدم‌هایی که این روز‌ها باهاشون رفت و آمد دارم باقی موندن.

احساسی که در این لحظه دارم کم و بیش شبیه همون ترسی هست که بچگی از گم شدن داشتم.آدم‌ها تو زندگی هر کسی میان و میرن٬ ولی فکر می‌کنم این تعداد رفتن٬خصوصا وقتی هیچ فرد جدیدی قرار نیست اضافه بشه٬ تحملش برام سخته.

اینقدر ترسیدم!

حتی به این فکر می‌کنم که به خاطر این که موقع رفتنشون خداحافظی برام سخت نباشه کم کم این آدم‌ها رو کمرنگ کنم تو زندگیم...

ولی همینم بی نهایت برام سخته

/ 3 نظر / 11 بازدید
شاهرخ سروری

درود بر بانو آیدا عزیز مجالی که برای بودن و زندگی کردن و لذت بردن در اختیار ماست فقط همین لحظه است. تاسف بر گذشته پایان یافته و ترس و نگرانی از آینده نیامده ، اکنون و این لحظه بودن مان را تباه می کند تا هستیم باید عاشقانه زندگی کنیم یاد و نام دوستان خوب و خواستنی تا همیشه خدا با ماست

شاهرخ سروری

زندگی چقدر زیباست دخترعمو دیروز نامه عزیزی از شیراز آمد نامه اش زبان شقایق بود انگاری هر واژه باور کن هر واژه به دیگر واژه عاشق بود عجیب است من شبکور جهان را چه قشنگ می بینم

شاهرخ سروری

مرا به سیبی مهمان کنید تا سیبستان کنم چشمان غریبی که هر شب راه شیری ای را گم می کند و بید می شود هر روز وقتی باد می وزد