انتقال پیام ممکن نیست

می‌خواهم مطلبی بنویسم٬دلم می‌خواهد راجع به یکی از ایرادهایم بنویسم اما نمی‌توانم با خودم کنار بیایم. فکر کنم کسی از آشنایانم اینجا را نمی‌خواند اما باز هم اعتماد به نفس اندکم اجازه نمی‌دهد که بنویسم...شاید می‌ترسد آدمهایی که مرا نمی‌شناسند و نمی‌بینند بدانند؟

قبلا راجع به جمع گریزی‌ام صحبت کرده‌ بودم. مشکلی که دارم شبیه همین جمع گریزی است با این تفاوت که حوزهء عملکردش فقط دانشگاه است و خارج از دانشگاه این مشکل را ندارد. من در دانشگاه نمی‌توانم با پسرها صحبت کنم.نمی‌توانم با آنها هیچ رابطه‌ای برقرار کنم. پیش می‌اید که با دوستانم نشسته‌ایم و مشغول صحبت هستیم و پسری وارد جمع ما می‌شود و من بعد از آن حرف نمی‌زنم.جمله‌ام را تمام می‌کنم و دهانم را می‌بندم. گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم که این رفتارم دور از نزاکت است .

گاهی اوقات با خودم می‌گویم خب من هیچ دلیلی برای ارتباط با آنها ندارم. مثل اینکه با خیلی از دخترها حرف نمی‌زنم و دنبال اینکه با آنها دوست شوم نیستم.بعد می‌گویم تو داری خودت را توجیه می‌کنی٬یک جای کارت می‌لنگد.

الان سه سال است که دانشجو هستم ولی پسرهایی که با آنها در این مدت دوست شده‌ام (منظورم دوست پسر نیست) از ده نفر بیشتر نیستند.

دوست نداشتم اینجوری باشد ولی هست و من تا این زمان نتوانسته‌ام این مشکلم را حل کنم.

/ 6 نظر / 14 بازدید
سارا

سلام متاسفانه من در این مورد نمی تونم هیچ کمکی بکنم. چون خودم هم دقیقا به این درد دچارم. بارها و بارها در موردش نوشتم و گفتم. بدون نتیجه! اون یکی پستت رو هم خوندم. فقط خواستم بگم تک تک جملاتت رو درک می کنم. تک تکش رو ... [گل]

نینا

می تونم یه سوال ازتون بپرسم همراه با این جمع گریزی اضطراب هم وجود داره؟ علائمی مثل لرزش دست یا صدا یا سر یا تپش قلب ؟

نینا

راستش قبلا یه جورایی اینطوری بودم .من خودم به شخصه قضاوت بقیه برام مهم بود برای همین همه چی سخت شده بود یعنی دقیقا این علائم رو داشتم : ترس از موقعي هاي اجتماعي :موقعيت ها عبارتند از صحبت در حضور جمع، ملاقات با افراد ناآشنا، مهماني رفتن، قرار ملاقات گذاشتن، غذا خوردن در حضور جمع و نشان دادن عدم موافقت با ديگران. افراد مبتلا به هراس اجتماعي مي ترسند رفتارشان طوري باشد كه باعث شود ديگران درباره آنها بد فكر كنند . اغلب از اين مي ترسند كه ديگران نشانه هاي اضطراب شان را ببينند، اين نشانه ها شامل سرخ شدن، لرزيدن يا عرق كردن مي شوند. اين افراد معمولاً سعي م يكنند از موقعيت هاي اضطراب آفرين دوري كنند. وقتي نتوانند خود را از موقعيت اضطراب آفرين دور نگه دارند، به شدت احساس اضطراب يا خجالت مي كنند . مثل افرادي كه در كلاس قادر به صحبت نيستند .افرادي كه مبتلا به هراس اجتماعي اغلب دوستان كمي دارند. برای همین پرسیدم و این که اگر مثل من قضاوت بقیه برات مهمه فقط باید تمرین کنی که برات اهمیتی نداشته ...[لبخند] نمی دونم شاید شما اصلا اینطوری نباشی ولی این تجربه خودمه ...

رفا

حدود یکسال پیش همچین مشکلی داشتم. مشکل جمع گریزی عمومی رو میگم. نمیشه برای همه یه نسخه پیچید. مخصوصا اینکه همه تو یه شرایط قرار نگرفتن. ولی هیچکس به اندازه خودت خودت رو نمیشناسه. باید بشینی دونه دونه فکرات رو تحلیل کنی مرحله به مرحله تا بتونی بفهمی چی شده که اینجوری شده. برات آرزوی موفقیت میکنم.

ایرانی

شاید لازم باشه تو جمع شرکت بیشتر کنی .. یه دلیل هم ممکنه داشته باشه که نمی دونم شما هم شاملش می شی یا نه .. تعصبات مذهبی تو خود یا خونوادس ...

خولیواش

تو ترم اول اندکی این طور بودم .... ولی رفتار خوب پسرای کلاس کم کم باعث شد یخمون آب شه ... یعنی تو این جور مواقع همه ی بچه ها باید اوکی باشن ..... تو خود دانشگاه ما دانشکده ای وجود داره که که اون قدر دختر و پسراش با هم صمیمین و همش با همن (بی اف و جی اف بازی منظورم نیس! ) که 4 تا حراست سیار میذارن ... یه دانشکده ی دیگه تو همون دانشگاه به یه پسر سلام بدی تا آخر دوران دانشجوییت بهت میگن خراب ! یه نسخه رو نمیشه واسه همه پیچید .. ولی سعی کن اوکی بشی ... چون فقط تو یونی همچین فرصتی هست ... بعدش دیگه همه لجن میشن !