بی عرضگی

این که من احساس خوشبختی نمی‌کنم تقصیر هیچ‌کس نیست به جز خودم. اگر از بیرون به خودم نگاه کنم و ببینم که ناراضیم حتما با خودم می‌گویم این دیگر چه سرخوشی است. با این شرایط مگر می‌شود آدم ناراضی هم باشد؟

اما از بیرون به خودم نگاه نمی‌کنم.من از سرجای خودم دارم شرایط خودم را می‌بینم...خب هرکسی دلایلی پیدا می‌کند برای احساس بدبختی٬ من هم دلایل مسخرهء خودم را دارم که از حوزهء اختیارات من خارج هستند.مثلا من انتخاب نکردم که وضعیت کشورم این‌طوری باشد. این که وضعیت زنان در جامعهء ما همین‌طوری هست که هست دست من نبوده.

عواملی هم هست که با در نظر گرفتن آنها من خوشبختم. اما در آنها هم من نقشی نداشته‌ام.دیگران برای آنها زحمت کشیده‌اند.

من یک بی‌عرضه‌ء تمام عیار هستم. در تمام ۲۱ سال زندگیم چیزی وجود ندارد که بگویم من برایش تلاش کرده ام.اکثر دستاوردهایم حاصل زحمات پدر و مادرم است.اگر آنها این‌طور نبودند احتمالا الان معتادی بودم گوشه‌ء خیابان.ولی نیستم و تلاشی هم برای نبودنش نکرده ام.

تا این لحظه حتی هزار تومن هم درآمد نداشته‌ام.خیلی حس بدی است. دلم نمی‌خواهد بی عرضه باشم.می‌توانم این‌ها را هم تقصیر عواملی که دست من نبوده بیندازم.مثلا کار نیست.وضع اقتصادی خراب است و از همین چیزها. اما بالاخره یک روزی باید با  واقعیت بی‌عرضگی خودم کنار بیایم تا بتوان برطرفش کنم!

نمی‌دانم روزی که نوبت خودم بشود زندگی ام را بچرخانم چه می‌شود ولی به شدت از آن روز می‌ترسم.

/ 9 نظر / 22 بازدید
سارا

سلام به نظر من اگر کسی احساس خوشبختی کند باید تعجب کرد. انسانیم دیگر. و احساس بدبختی عادی است برای ما. [گل][گل][گل]

خشایار

آیدا باورم نمیشه که هنوزم مینویسی! بعد از مدّت ها اومدم یه سر بزنم ولی واقعاً تعجّب کردم که هنوزم مینویسی. دمت گرم بابا. نمیدونم منو یادت میاد یا نه سال 83 84 بود که با هم چت میکردیم و هنوز شیراز بودی یه وبلاگ داشتم تو بلاگ اسکای در مورد هری پاتر بود به اسم جی جی [دات] بلاگ اسکال [دات] کام. دلم واست تنگ شده بود اگه منو یادت اومد بگو. توی یاهو! مسنجر ادت میکنم با اجازه.

ایرانی

یه بزرگی نوشته بود وقتی کودک بودم می خواستم دنیا رو عوض کنم بزرگتر که شدم خواستم وطنم رو عوض کنم و به میانسالی که رسیدم خواستم خونوادمو عوض کنم .. و حالا در پیری به این فک می کنم که خودم رو عوض کنم!!!!!

سهند

اینقدر خودت رو سرزنش نکن مگه چند نفر ادم توی 21 سالگی شون درآمد داشتن از خودشون؟ به زودی روزی که خودت زندگی ات رو بچرخونی هم میرسه و می بینی که به راحتی هم می چرخه

رفا

در همین نقطه یه تفاوت با اکثر همسن هات داری اونم اینه که دارین به این موضوع فکر میکنی. یروزی از این موضوع خوشحال میشی که به اینا فکر کردی

خولیواش

همه همینیم ! عذاب آوره ! ببین بی عرضه امون کردن .... زیاد هم تقصیر خودمون نیس

بهنام

هستم تا هستی ، هستم تا در کنارم هستی ، هستم تا لحظه ای که در قلبت باشم ، محال است بی تو حتی یک لحظه نیز زنده باشم

مریم

منم الان بیست و یک سالم هست و به شدت احساس بی عرضگی پوچی و بی هدف بودن میکنم!! دلایلم هم خیلی با شما مشترک بود الان حالتون بهتره؟من واقعا دیگه نمی تونم این وضعیت رو تحمل کنم!!شدیدا دارم به خودکشی فکر میکنم!