نوشتن

من هر روز مقدار زیادی وقت تلف می‌کنم٬ مقدار زیادی یعنی خیلی٬ یعنی اگر تلف نمی‌کردم الان وضعم خیلی بهتر بود. یک مشکلاتی هست که آدم هم به خوبی مشکل را می‌شناسد٬ هم را حلش را می‌داند ولی هیچ کاری نمی‌کند برای حلشان٬ یا نمی‌تواند کاری بکند. مشکل وقت تلف کردن برای من از این دست مشکل‌ها است.

مثلا من روزی دو سه ساعت بیکار می‌نشینم و هیچ کاری نمی‌کنم٬ حتی استراحت هم محسوب نمی‌شود هزار تا کار هم که داشته باشم فرقی نمی‌کند. اصلا انگار کارها برای من وجود دارند که انجامشان ندهم. مثلا اگر وقت یک شی بود٬ وقت را می‌گرفتم دستم ذره ذره پودرش می‌کردم تا تمام شود.

بعد حتی نمی‌روم کارهایی را که دوست دارم انجام بدم. مثلا نوشتن٬ کتاب خواندن٬ بافتن (من عاشق بافتنم)٬ قدم زدن و هزار تا کار دیگر

ای داد بیداد...

/ 3 نظر / 8 بازدید
شاهرخ سروری

سلام بانو آیدا دوستی می گفت : شاد باش......... تا زندگی ات شادمانه شود... خود را باور کن اما مغرور مشو راضی باش ولی پیشرفت را فراموش مکن. عشق را مهربانانه در آغوش بگیر و همواره آن را ببخشای به هنگام پیروزی متواضع و لحظه شکست دلیر باش مایه امیدواری و آسایش دیگران شو تا همان به تو ارزانی شود شاد باش ... تا شگفتی ات تجلی یابد

مریم

اتلاف وقت مشکل خیلی از ماهاست وقتی میفهمیم وقت طلاست که دیگه وقتی باقی نمونده

همپیاله

عجب شباهتی ! درست مثل من ... مدت هاست که از همه چیز بریده ام ، در یک جمله می توان گفت : از زندگی دست کشیده ام . و بدتر اینکه می دانم که این خوب نیست اما نمی توانم دوباره دست در دست زندگی بگذارم !