سخت این است که در شادی دیگری ندانی که چه‌طور رفتار کنی چون دلیل شادی برای عزیزانت برای تو منجر به از دست دادن چیزهای ارزشمند زندگی‌ات می‌شود...

/ 5 نظر / 9 بازدید
شاهرخ سروری

دست عشق از دامن دل دور باد می توان آیا به دل دستور داد؟ می توان آیا به دریا حکم کرد؟ که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست باد را فرمود باید ایستاد؟ آن که دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد قیصر امین پور

شاهرخ سروری

دلم گواهی می دهد امروز یا فردا فصل تو آغاز می شود و باران پرستو سقف خانه ها را بهاری خواهد کرد بیا و مرا شاعر کن تا چشمان تو را بسرایم

معلمی از جنس پاییز

نقش هايي كه كشيدم در روز، شب ز راه آمد و با دود اندود. طرح هايي كه فكندم در شب، روز پيدا شد و با پنبه زدود. *** دير گاهي است كه چون من همه را رنگ خاموشي در طرح لب است. جنبشي نيست در اين خاموشي: دست ها، پاها در قير شب است. ***** سهراب سپهری[گل]

شاهرخ سروری

بهار آن سوی دیوار است و من درحبس پاییزم/ نه تاب آن که بنشینم، نه پای آن که برخیزم/ زمستان مانده در پیراهنم چون باد در سرداب/ خوشا دوزخ، که جان بخشد به گرمای دلاویزم/