روی خوش به ما نشان نمی‌دهد

یک وقت‌هایی نمی‌دانم چرا هی به نظر می‌رسد که همهء درها تند و تند روی آدم بسته می‌شوند. همه چیز به هم می‌ریزد. روی هرچیزی که آدم دست می‌گذارد سیستمش به هم می‌خورد. برنامه‌‌ها کنسل می‌شوند٬ رابطه‌ها کدر می‌شوند. این جور وقت‌ها بدن آدم هم کم می‌آورد. دمای هوا هم پایین می‌آید و آدم سردش است. همه چیز گم می‌شود یا انگار خودشان را از جلوی چشم آدم قایم می‌کنند. آنهایی هم که نمی‌توانند پنهان شوند کار نمی‌کنند.

مدتی است که زندگی من این‌طور شده. آنقدر هر چیزی که خواستم نشده که از تلاش برای هر چیز جدیدی می‌ترسم.

هشت یا نه سال پیش این ترانهء مرحوم قیصر امین پور را با صدای زیبای حسین زمان زیاد گوش می‌دادم...خیلی غمگین بود و هست.

این ترانه بوی نان نمی دهد
بوی حرف دیگران نمی دهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد

نامه ای که ساده وصمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد :
... با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد

یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد

فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد

کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بیکران نمی دهد

عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد

نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن ... نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد

خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد ...



/ 8 نظر / 10 بازدید
امین

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

شاهرخ سروری

سلام بانو آیدا گفت: احوالت چطور است؟ گفتمش: عالیست مثل حال گُل حال گل در چنگ چنگیز مغول!

شاهرخ سروری

درود مهربان وقتی به حرفهایم شک می کنی آینه در آینه می شکنم و بند نمی خورم ولی؛ فرقی به حال سپیدی موهایم که می کند من سعی می کنم و تو خوشبخت می شوی نه؟! تعطیلی در "خشم کانه"...

شاهرخ سروری

سلام مهربان برگ های پاییزی سرشار از شعورِ درخت اند و خاطرات سه فصل را بر دوش می کشند آرام قدم بگذار بر چهره ی تکیده ی آنها

شاهرخ سروری

هیچ انسانی در دنیا وجود ندارد که بدون هرگونه اشتباهی با همه مسائل زندگی روبرو شود. اصلاً شیوه ی آفرینش ما این گونه نیست. در عوض انسان برای عصبانیت، ناراحتی، آزار، خطا و زمین خوردن ساخته شده است. این ها همه بخشی از زندگی هستند، رویارویی با مشکلات، آموختن، دگرش و حل آن مشکلات. در گذر زمان این ها چیزهایی هستند که سرانجام آن چه باید باشیم را از ما می سازند. وقتی خودت را در تنهایی محبوس می بینی و نمی توانی خودت را از ظلمت رها کنی به خاطر داشته باش که آن ظلمت همانند مکانی است که بال های کرم ابریشم در آن رشد می کند و پروانه می شود. امروز روز خوبی نیست این به این معنی نیست که فردا نمی تواند بهترین روز زندگیت باشد. فقط باید بخواهی تا به آن برسی.

شاهرخ سروری

تمام سال های عمر بشر به بیهودگی می گذرد ، و تنها زمانی می توان از زندگی خشنود بود ، که در راهی قدم بگذاری که به آن ایمان داری ... و من ... به چشم های تو ... ایمان آورده ام ... " آنجلا مارتادلا "

شاهرخ سروری

من که زاده تنهاییم... خدا تو را برای او نگه دارد. نه خورشید...! نه ماه...! روزگار من با گردش نگاه تو می چرخد... كاش ميدانستي در اين كوير ِ تنهايي ، تـــو را داشتن... همان حس ِ خيس ِ باران است... به خودم حسودی میکنم گاهی!! که هیچ کس اندازۀ من... تو را دوست ندارد قــاب خنـده هــای شیــریـن لبــانت... آویختــه بـر دیـوار دلـم نکـند انـدوهی لــرزشی زلـزلــه ای خنـده را از لب تـو قــاب را از دل مـن بنـدازد

رضا

دستت درد نکنه