حس‌های خوب

حس های خوب

آرامش 

خوشحالی

دوست داشتن

:)

/ 6 نظر / 11 بازدید
شاهرخ سروری

سلااااااااااااااااااااااااام مهربان به به به به به به خیییییییییییییییییییییییییییییییییییلی خوبه زندگی

همپیاله

برات آرزو می کنم ... برای خودم هم !

شاهرخ سروری

من مدتی است ابر بهارم برای تو باید ولم کنند ببارم برای تو این روزها پر از هیجان تغزلم چیزی بجز ترانه ندارم برای تو جان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو از حد دوست دارمت اعداد عاجزند اصلن نمی شود بشمارم برای تو این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای تو من ماهیم تو آب تو ماهی من آفتاب یاری برای من تو و یارم برای تو با آن صدای ناز برایم غزل بخوان تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو

شاهرخ سروری

سلام مهربان همیشه خوب بانو آیدا آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را و دریایى غرق نمی کند "موسى" را کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختیم ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست ! پس به "تدبیرش" اعتماد کن به "حکمتش" دل بسپار به او "توکل" کن و به سمت او "قدمی بردار" تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشینی ...

شاهرخ سروری

بگذار در قشنگ ترین اشتباه من آتش بگیرد از تو دل سربراه من چشمم نسیم می شود آنقدر می وزد تا روسریت حل بشود در نگاه من آن وقت در رگم بشتابد، تپش کند تا وقت مرگ موی تو، خون سیاه من بر عکس آخر همه قصه های تلخ شاید شبی به چنگ من افتاد ماه من روزی مگر خود تو دچارم نکرده ای؟ از چاله در بیا که بیفتی به چاه من داغ مرا به دوش بکش سالهای سال ای شانه هات مهر شده با گناه من

شاهرخ سروری

سلام حس های خوب آرامش خوشحالی دوست داشتن حتی روی سپر عقب تریلی که نوشته بود: تک گلی هستی تا عرش میخواهم تو را گرچه کم میبینمت ، بسیار میخواهم تو را