درس خواندن
میخواهم شروع کنم به درس خواندن٬ جزوه را که باز میکنم لشکری از افکار مختلف به ذهنم حمله میکنند.
به این فکر میکنم که چهقدر آدمی که دوست دارم باشم نیستم٬ چهقدر کارهایی که میکنم را دوست ندارم٬ چهقدر نسبت به رشتهام بی تفاوت هستم. چه قدر سخت است که تغییر کنم.
به این فکر میکنم که چهقدر آدم زردی هستم. من آکادمی موسیقی گوگوش را دنبال میکنم٬ مسابقهء رقص تیویپرشیا را هم گاهی میبینم. اینها باعث میشود پیش خودم احساس شرمندگی کنم. احساس بعدی این است که چرا از هر کار کوچکی که انجام میدهم خجالت میکشم. انگار با خودم هنوز کنار نیامدهام. هر لحظه در حال سرزنش کردن خودم هستم.
به دیشب فکر میکنم که با دوستهای قدیمیام رفته بودیم شهربازی٬به این فکر میکنم که آنها فهمیدهاند از زندگی چه میخواهند٬ ولی من هنوز دارم در افکارم دست و پا میزنم.
به آینده فکر میکنم که هیچ تصوری از آن ندارم٬ هیچ برنامهای هم برایش ندارم٬ برایم ترسناک است. میترسم آخرش هم همینطور سردرگم بمانم.
از خیر درس خواندن میگذرم٬ حداقل فایدهای که دارد باعث میشود ذهنم از این همه افکار ناراحت کننده خالی شود.
الان هم دارم فکر میکنم که نوشتن این مطلب چه فایدهای داشت؟به نظرم تنها باعث شد مقداری برق مصرف شود که اگر مصرف نمیشد محیط زیست کمی کمتر آلوده میشد.
وقت گذرانی
دیروز داشتم با یکی از دوستانم که آخرین بار دو سال پیش دیدمش حرف میزدم. از هم پرسیدیم که این روزها چه کار می کنیم. دوستم پاسخ داد و من گفتم هیچی!
دوستم گفت یعنی چی هیچ کاری نمیکنی؟گفتم یعنی صبح منتظر میشوم ظهر بشود و ظهر منتظر میشوم شب بشود و میخوابم و از اوّل.
دوستم شروع کرد به پیشنهاد دادن فعالیتهای مختلفی که میتوان انجام داد مثل بیرون رفتن با دوستان٬کتاب خواندن٬فیلم دیدن و چیزهای دیگر
من دیدم که تمام این کارها جزء فعالیتهای من هستند ولی واقعا به نظرم نمیرسد که در طول روز کار مفیدی انجام داده باشم...کارهایی هم که هست فقط برای وقت گذرانی است.
برای من محیط زیست خیلی اهمیت دارد٬هرکاری که بخواهم انجام دهم اول با خودم فکر میکنم که چهقدر روی محیط زیست تاثیر دارد و آیا راهی برای کاهش ضررش هست یا نه٬به نظرم کارهایم این روزها فقط و فقط محیط زیست را آلوده میکند ولی اگر همین کارها را هم نکنم فقط باید منتظر بنشینم تا زمان بگذرد...حتما روشهای دیگری هم برای وقت گذرانی هست ولی به ذهن من نمیرسد...دوست ندارم این حالتی را که کارهایم باعث ناراحتی خودم میشوند.
نظرات ()
