آیدا

اييييييييييييييييييی

۱_سلام

2_ببینین من بهتون میگم خالی نبندین خوب نیست هی گوش ندین من امروز به خالی بستم گفتم دستم زخم شده بعد الان زخم شده حالا با چسب زخم دارم تایپ می کنم جای واکسن هم که اصولا درد می کنه ئای نمی دونین من امروز چه زجری کشیدم هی نزدم تا همه ی دوستام رفتن حالا ناظم گیر داده که بچه های 2/3باید زود بزنن برن منو فرستاد جلو این دوست منم که منو دلداری میداد رفته بود من نشستم رو این صندلی وا رفتم تا این سوزنو کرد تو بازوی من و در اورد ولی اصلا درد نداشت همه ترسش تلقین بود بعد من اومدم از تو ازمایشگاه بیرون رفتم جلو در یه کلاش اول جیغ کشیدم بعد بچه های کلاسمون گفتن دوستت گریه کرده بعد من با دو تا شاخ رفتم سر کلاس دیدم خبری نیس ولی توی راه 2 تا از بچه های کلاس رو دیدم که یکیش نشسته اون یکی داره صداش می زنه که بیا بریم بعد رفتم سر کلاس دیدم اون غش کرده و بچه ها دارن راجع بهش حرف میزنن حالا این دوستش یه گریه ای می کرد باید می دیدین ولی من و دوستم هر هر خندیدیم ولی نفهمیدم چرا...

3_فک زدم دیگه

   + آیدا ; ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٢٠
comment نظرات ()