آیدا

 

زندگی بعد از رفتن دوستم خیلی کمتر از آنچه که فکرش را می‌کردم سخت بود...آنقدر احساس‌های خوبی را با هم تجربه کردیم که حسرت چیزی را نمی‌خورم.

خوبم :)

هقتهء پیش بینی‌ام را عمل کردم٬ چند سال بود که داشتم فکر می‌کردم که عمل کنم یا نه. بالاخره امسال عمل کردم...امسال دست به کارهای عجیب غریب زیادی زدم. عمل بینی هم یکی از آنها. روزهای اول خیلی سخت بود٬خیلییییی

ولی الان که دقیقا یک هفته گذشته تقریبا خوبم فقط روی دماغم پر چسب است و صورتم هم کمی کبود است که امیدوارم زود خوب بشود.

تابستان هم دارد تمام می‌شود...

چه قدر زود می‌گذرد 

   + آیدا ; ۳:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢٦
comment نظرات ()