آیدا

۱۵ دقیقه ای

تصمیم گرفتم در ۱۵ دقیقه متنی راجع به چیزی که همیشه ذهنم درگیرش است بنویسم

امروز مطلبی خواندم راجع به متلک پرانی به دختران و زنان٬که اشاره ای دارد به این که اکثرا کسی که مورد متلک قرار گرفته! مقصر شناخته می شود یا به مدارا و تحمل وضع موجود خوانده می شود.

امروز با دو تا از دوستهایم رفته بودم بیرون که یکیشان پدری داشت که از جنس مونث بدش می آمد٬من نمی دانم چه شده که دوست من هم-که یک دختر است-  همین حس را دارد و در صحبتهایش می توان جمله هایی مثل دختر چیه اه و زنها مشکل دارند را شنید . 

دوستم از وقتی که وارد دانشگاه شده البته دیدش بسیار وسیع تر شده و درک می کند که می شود دختری مشکل نداشته باشد اما افراد مشکل داری باشند که برایش مزاحمت ایجاد کنند.

بی ربط است اما معلم زبانمان می گفت حتی یک اسپری هم برای دفاع موثر است٬وقتی کسی در خیابان به من متلک می پراند واکنش غالب من این است که وانمود کنم نشنیده ام  در حالی که احتمالی حرفی که زده مرا آزرده کرده است ٬دلم می خواهد یک بار در چشم یک متلک پران اسپری بپاشم 

دو دقیقه از وقتم باقی مانده٬دوست داشتم در جامعه ای بود که وقتی قبل از بیرون رفتن در آینه نگاه می کنم نگران این نباشم که آیا متلک پران راجع به لباسم چه خواهد گفت٬ یا آیا چیزی در من هست که متلک پران بتواند مسخره ام کند. ولی نیستم!

وقتم تمام شد

   + آیدا ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱۱
comment نظرات ()