آیدا

نجوم!

۱ـسلام

۲ـامروز صبح رفتم مدرسه بعد ناظممون بهم گفت

 -سلام ايدا می خوای چيکار کنی؟

من همينجوری داشتم فکر ميکردم چيو ميگه غيبتمو؟ کارناممو؟

- المپياد نجوم داری!

هان!بعد خواستم بپرم مگه من ثبت نام کردم ولی گفتم الان کتکم ميزنه نپرسيدم ولی پرسيدم فرداست؟

نه امروزه

پس من با چی برم ؟

نميدونم شايد با بقيه بچه ها فرستاديمتون

اهان!

بعدش فرستادنمون اونجا و پس از توهينات فراوانی که به خاطر دير رسيدن بهمون شد رفتيم نشستيم بعد  همه داشتن فکر ميکردن ما تند تند تند ميزديم بعدشم در عرض يه ربع از ۵نفر چهارده تامون داردم يکی موند که اون تو بهش بيسکوييت و سانديس دادن!ای خيانتکارا!بعد ديديم ساع ۱۰است وما بايد تا ساعت ۱۲منتظر بايستیم که بيان دنبالمون ولی نيومدن و اينا يعنی خيلی دير اومدن وقتی ما رسيديم مدرسه کلاس ما داشت امتحان رياضی ميداد که منم مجبور بودم بدم واينا که بد دادم ولی خيلی خوش گذشت کلا!

نتيجه گيری

۱ـ همهء امتحانا رو ثبت نام کنين لا اقل يه بيسکوييت ميدن!

۲ـ دير اومدن دنبالتون تو خيابونا ولو نشين!

۲ـتا بعد...

   + آیدا ; ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/۱٤
comment نظرات ()