آیدا

شبيه!

1_سلام

2_اصلا حرفم نمیادها!فقط دیدم خیلی جویای احوالاتم شدید گفتم بیام بگم زندم از نگرانی در بیارم ملتم اینا رو!یه چیز خیلی بی ربط هم بگم من الان میترسم برم دبیرستان!نیست ملت هم خیلی امیدواری میدن بهم به هر کدومشون که میرسم میگن درسای دبیرستان خیلی سخته حتما کلی نمره هات میاد پایین منم که درسم خیلی خوبه!در نتیجه الان دارم احساس میکنم به جای چهار سال دیگه 6سال دیگه کنکور میدم...به قول دختردایی دپرسیجات شدم!یه چیز بی ربط دیگه هم بگم من الان دارم از حوصله سر رفتگی میمیرم دخترداییم یه مدتی مهمونمون بود همسن خودم هم بود در نتیجه خیلی حال میداد بعدش الان رفته من افسرده گشتم خیلی هم بیکارم...میو!

3_الان از رشت برگشتیم بسی خوش گذشت هوا هم گرم بود منم دچار کمبود خواب شدم اون متن بالایی هم ماله یه قرن پیشه منو دبیرستان رام نمیدن!قیافم خیلی شبیه شده!همه ملت خوابن بعد رفتیم یه جایی به اسم جواهر ده هوا شبیه نوک اورست بود(از اون دفعه که با ذدوستام فتحش کردیم یادم مونده!)مدرسه هم که داره نزدیک کیشه منم رام نمیدن برم دبیرستان باید تو خونه بمونم بعد این شعره که میگه باز امد بوی ماه مدرسه گوش بدم!کتاب عادت میکنیم رو خوندم!خیلی خندیدم همین دیگه!نصف این متن رو علامت تعجب و بعد تشکیل میده!

4_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٥/٢٤
comment نظرات ()