آیدا

فروخ!

1_سلام

2_آیدا کمی دپرسه حوصلهء هیچ گونه کاری رو نداره و همچنین حوصلهء هیچ آدمی رو در حال حاضر  تابستونه امسال هم یه نموره بی مزه شده اصلا حال نمیده...امسال آیدا زده بود به سرش برای کنکور استرس داشت! نیست خواهرشم کنکوریه واسه ء همین دلش شور میزد هم اکنون یه خبر جدید هم رسید گویا آیدا الان حس دیوانه ساز خفن گرفتش رعد و برق هم میزنه چراغهای پایین هم سوخته!فعلا همین قدر بسه که حس وبلاگ نویسی زنده بشه!

3_بس که این آیدا شعر فروغ خوند هی گفت یه شعر از فروغ اینجا بنویس!

تا نهان سازم از تو بار دگر

راز این خاطر پریشان را

می کشم بر نگاه ناز آلود

نرم و سنگین حجاب مزگان را

دل گرفتار خواهشی جانسوز

از خدا راه چاره می جویم

پارساوار در برابر تو

سخن از زهد و توبه میگویم

آه...هرگر گمان مبر که دلم

با زبانم رفیق و همراه است

هرچه گفتم دروغ بود دروغ

کی تورا گفتم آنچه دلخواه است

تو برایم ترانه میخوانی

سخنت جذبه ای نهان دارد

گوئیا خوبام و ترانهء تو

از جهانی دگر نشان دارد

شاید این را شنیده ای که زنان

در دل آری و نه به لب دارد

ضعف خود را عیان نمیسازند

راز دار و خموش و مکارند

آه. من هم زنم زنی که دلش

در هوای تو میزند پر و بال

دوستت دارم ای خیال لطیف

دوستت دارم ای امید محال

4_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٤/۱٤
comment نظرات ()