آیدا

.....

1_سلام

2_دیشب ساعت 12 شاید تلاش کردم برم بخوابم بعد دیدم خوابم نمیبره رفتم به آسمون نگاه کردم ديدم خیلی ناز شده بود به خصوص که ابرا توش تکون ميخوردن تندتند خيلي باحال بود هي رعد و برق ميزد چه رعد و برقايي هم بعد یه رعد زد اون کوهای اون پشت تا ته معلوم شدن حتی برف روشونو ديدم بعد اومدم به نیلوفر گفتم ااااااااااااااا نيلو رعدوبرق و داشتي؟گفت هههههههههه سکته زدم بعد من خنديدم بعد رفتم تو اتاق اومدم چراغ رو بروشنم ديدم تق صدا داد یه جرقه هم زد افتاد رو زمین بعد همه بيدار شدن وقتی لامپ و از رو زمین برداشتِم رفتم فیلم هري رو ديدم آخي اينقدر دلم براي فرد و جرج تنگ شده بود خيلي اين دو تا رو دوست دارم اصلا براي شما قابل درک نیست...هی عاشقیم بد درديه.....خلاصه ساعت يک و نيم شد من گفتم برم بخوابم آخه فردا قرار بود زود برم دنباله تربچه اینقدر تلاشيدم تا ساعت دو خوابم برديد بالاخره! بعد صبح ساعت يه ربع به هفت بيدار شدم انگار برق گرفته بودم ساعت هفت راه افتادم هفت و ربع رسيدم تو مدرسه هم بذارين فکر کنم ببينم اتفاقی نيفتاد.....ميو ميو....آهان تربچه ته همهء کتاباش یه چیزی نوشته بود مثلا 8آذر معلم سام و از کلاس انداخته بود بیرون ای نوشته چه قدر امسال زود گذشت.......نکتهء اخلاقی.........

3_همه با بی اف هاشون بهم زدن خيلي جالبه اصلا نميفهمم که چرا اينجوري شده هستی با پدرام قهره هرچند اينا هميشه دو ماه قهرن يه ماه دوست ولي گويا اين جدي تره بعد نسيم با يحیی بعد آزی با فريد اون يکی آزی با شهاب تربچه با آبتین حتی يگی هم با اميد قهره منم که بيخي بعدش فقط سام با کام دوسته که اونم از مخ آزاده از الان فکر ميکنه بايد با کام می ازدواجه...خیلی هم مشکوکه....چند وقت پیش دنبال صیغه محرميت ميگشت....فکر نميکردم اينفدر.....باشه خدا.....تازه یکی دیگه هم با بی افش قهر کرده(:D)خیلی باحالی اگه اینجا رو یخونی از من میشنوی خیلی تو فکرش نباش من که از اول بهت گفتم این چیزا فقط برا اینه که حوصلت سر نره جدی نگیر....ولی خداییش فقط وقت تلف کردن خیلی هم دلشوره داره به نظر من آدم بشینه تو خونه درس بخونه بهتره چی میخواستم بگم چي شد!اگه برگردين اول بحث میبینین یه چیز دیگه بوده قضیه خواستم بگم که همهءاینا که با بی افشون قهریدن تقصیره خودشون بوده به جز نسیم....همین!

4_دوستم سروش رو بهم نشون داد گفت دیروز با جی افش فرار داشته بعد سلام که کردن دست که دادن سروش اومده لبه دختره رو بوس کنه دختره صورتشو اینوری کرده رفته تو لپش از تصور قیافهء سروش در اون لحظه هنوزم خندم میگره یه چیزی رو هم اصلا نمیفهمم کی میاد با اون اکبیری دوست شه؟نمیدونم چرا ریحانه اینقدر دوسش داره دو ماه بیشتر با هم دوست نبودن!اینم از عجایبه!

5_هنوزم دوستش دارم.....میدونم منظورش از اونایی که تو وبلاگش نوشته بود این بود که آهای دختر با تو ام

6_تا بعد.....

 

   + آیدا ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱٧
comment نظرات ()