آیدا

L.E

1_سلام

2_نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونم از وقتم درست استفاده کنم الان هم که تعطیلیم به جای اینکه بشینم درس بخونم یه ذره یا این چرت و پرتایی که معلمامون گفتن رو حل کنم میشینم وبلاگ مینویسم به جز خوابیدن که بیشتر وقت منو

میره شما هیچ راهی بلد نیستین؟فکر کنم اگه همینجوری پیش بره مجبورم پیام نور بخونم....

3_دارم دوباره جام آتشو میخونم همش یاد اونروزی میفتم که اینو خریدم دقیقا یادمه چی شد مامان و مهدی رفته بودن پیشه فمیلی بعد من صبح که رفتم مدرسه با بغل دستیام کلی بحث هری و ولدمورت و کردیم فهمیدم فقط خودم از لرد ولدمورت خوشم نمياد يکی دیگه هم پیدا کردم که عشق اونو داشت بعد نازنین اومد اولاشو برام گفت بعد رفتم خونه و اينا بعد شب شد رفتيم بيرون بعد بوک جام آتشو خريديم بعد من تا ساعت دو بيدار موندم که تمومش کنم فقط هم همون يه دفعه خوندمش فکر کنم تنها کتاب هري پاتري باشه که يه دفعه خوندمش چون بعدش رفت دست فک فاميل آخه من نماينده انحصاري هري پاتر در فميلي تشريف دارم و اينا خيلي حال داد اه رولينگم مارو گذاشته سره کار نميدونم چه جوري بود ولي از اول تا آخر بوک جهار پر از هيجانات بود ولي بوک پنج.....اه اه اه بي مزه تر از اين نميشد....بعدشم يه چيز ديگه هري پاتريستهاي گرامي اون L.Eکه جيمز سر امتحان سمجش کنار برگه نوشته بود دو حرف اول اسم ليلي اونز(EVANZ)بوده اولش که ديدمش کلي خوشحال شدم گفتم آ آآآآآآآآآآآآ حتما تو بوک بعدي یه چيزي ميگه ولي بعد که فهميدم خورد تو ذوقم گفتم شما هم خيلي خوشحال نباشين هرچند هيچکس مثل من خنگ نيست ولي گفتم بدونين....

4_این آقا مجبور شدن دوستای وبلاگيه قديميشون رو و وبلاگه قديميشون رو رها کنن گويا دنبال دوست ميگردن اينم مشخخصاتشون

من محمود هستم... 24 ساله... ليسانس مهندسي پزشكي... بيكار... ساكن تهران شهرك اكباتان...

شما دوست خوبي براشون ميشین؟

5_راستي شما یه هم معني برای کلمهء عشق نداريد؟از ديشب تا حالا کلي فسفر سوزوندم انگار اصلا فارسيه اين کلمه ساخته نشده....اگه بلدین به منم بگین......

6_تا بعد....

 

   + آیدا ; ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱/۱۱
comment نظرات ()