آیدا

سال نو مبارک!

1_سلام

2_امروز صبح گه بیدار شدم دیدم داداشم داره میگه برف اومده گفتم چرت نگو گفت راست میگم بعد من رفتم نگاه کردم چشم در اومد دوستم میگفت هواشناسی گفته تو بهار برف میاد بعد من گفتم هواشناسی تب داشته!خلاصه خواستم نرم مدرسه ولی رفتم بعد تو مدرسه رفتم سرکلاس دیدم دو نفر بیشتر نیومدن بعد با دوستم از مدرسه رفتیم بیرون ولی نیم ساعت بعدش برگشتیم!ولی سرکلاس نرفتیم اصلا اولش قلب جفتمون داشت از دهنمون میزد بیرون ولی بعدش نه اینفدر بیکار بودیم که رفتیم توی یکی از کلاس خالیا ماشینا رو شمردیم میدونین چی جالب بود؟هر ماشینی که ما میشمردیم دیگه اصلا ناپدید میشد غیب میشد انگار نسلش نابود میشد  بعد رفتیم سرکلاس آخرای زنگ آخر بعد بچه ها گفتن هیچکدوم از معلما هیچکاری نکردن بعد ماها یه ذره دپرس شدیم بعد روزه آخر بود و خداحافظیو اشک و آه و ناله و عیدتون مبارک و ساله خوبی داشته باشید و مهربون شدن معلما و این حرفا و اینجوری بعدش رفتیم با دوستم برف بازی خیلی حال داد بعد دستامون داشت یخ میزد که بیخیال شدیم و اینا خلاصه تو راه برگشتنم من یه گلوله برف و گرفتم اونقدر فشارش دادم که یخ زد بعد گذاشتمش تو فریزر که چهار سال بعد بیام نگاش کنم!یادم بیاد اون موقع ها برفم میومده....یه چیزه بی ربط!دلم برای همهء بجه های کلاس میتنگه نمیدونم چرا؟

آهان یه چیز دیگه دلم برای همهءدرختا و گلها و این چیزا سوخت طفلکیا سبز شده بودن الان برف اومد همش خراب میشه....همهءدرختا خم شده بودن....

3_یه ذره آیدا یه جوریه داره سعی میکنه اینجوری نباشه خیلی هم موفقیده ولی تا یه ذره بیخیاله همه چی میشه دوباره اونجوری میشه آیدا نمیدونه چرا!

4_رفتم وبلاگ فلفل قرمز بعد دیدم نوشته چوب کبریت لای چشم گذاشتم و اینا بعد یه لحظه خودمو گذاشتم جای کنکوری ا بعدش فهمیدم که خیلی وحشتناکه بعد به این نتیجه رسیدم که بهتره فعلا راجب این چیزا نظر ندم در ضمن جوجه زبان شناس خیلی قشنگ مینویسه

5_سال نومبارک

6_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/٢٦
comment نظرات ()