آیدا

اعتصاب

1_سلام

2_وای اینجا موجودات به چه چیزهایی اعتقاد دارن اگه 5 روز دیگه آیدا با اینا بگرده دیونه میشه اصلا براش قابل تحمل نیست که این چیزا رو اینقدر تو زندگیشون قبول دارن امروز میدونین چیکار میکردن؟یه زنجیر طلا گرفته بودن دستشون بعد روز همونجایی که نبض میزنه نگه میداشتن بعد میگفتن خود به خود میچرخه اگه گرد بچرخه بچه اولت دختره اگه مستقیم بچرخه پسره کاش حالا زنجیره رو یه جوری میگرفتن که فکر بشه کرد این خودش تکون میخوره سر زنجیرو محکم با دست میگرفتن بعد یهو ولش میکردن اگه میل گردم اینجوری کنن همینجوری میچرخه!

بعدش اینجا موجوداتش در نوع خودشون IQهم هستن دیروز آیدا در این زمینه مطمئن شد میدونین چی شد؟معلم داشت معنی شعرو میگفت بعد گفت گل بنفشه که...داشت بقیه حرفشو میزد که یکی از بچه ها گفت گل بنفشه چیه خانوم؟البته تقصیری هم ندارن اخه اینجا همش شمشاد با درخت چنار خیلی هنر کرده باشن گل رز یه ذره تاسف آوره...

3_امروز صبح داشتم میرفتم تو مدرسه بعد دوستم یه چیزی بهم نشون داد که خیلی ضدحال شد یه پسره بود فکر کنم حدود10-11سال داشت تو کارتون خوابیده بود اینقدر دلم براش سوخت بعد این جلوی پله خوابیده بود یعنی از پله که میومدن بالا این کارتونه بود بعد بچه رو بعضیا نمیدیدن میخواستن برن روش خیلی بد بود دلم براش خیلی سوخت چرا باین اینجوری باشه؟بعضیا میخ پایه تختشون از طلا باشه اونوقت این پسره تو خیابون بخوابه؟خیلی بده اخه چه جوری دلشون میاد پولا رو اینجوری بخورن!

4_بخش فیزیک به تازگی خیلی آسون شده اخه میدونین چیه همش اینه که مثبت منفی رو جذب میکنه من همشو یاد گرفتم....

5_امروز خیلی حال داد من به همراه آزاده و تربچه رفتیم در گلفروزشی برای نسیم که تولدش بود گل بخریم حالا مغازه نیمه باز بود ما این کرکرشو کشیدیدم بالا جیغ و داد آقا کجایی و اینا بعد از ربع ساعت دیدیم ساعت 7:15شده است دو تا پا از اون نردبونه اومده پایین بعد گل خریدیمو اینا رفتیم مدرسه یاعت یه ربع بع هشته دیدم اصلا نه خبری نه گیر که شما کجا بودین هیچی رفتیم تو دیدم ساعت 8 شد معلم نیومد خلاصه دیدیم چی؟اعتصاب کردن معلمامون بعد رفتیم تو حیاط اولش بچه ها زدن در مدرسه رو یه ذره کج و کوله کردن بعد شروع کردن دسته دسته شعار دادن یه عده قطار شده بودن دور مدرسه میگفتن معلم معلم حمایتت میکنیم یه عده اون وسط میگفتن توپ تانک فشفشه مدرسه باید تعطیل شه یا توپ تانک فشفشه مدیر ما

..س کشه بعدش همه با هم جمع شدیم گفتیم حتی اگه بمیریم سر کلاس نیمریم همینجوری میگفتیم که دیگه صدامون در نیومد یه عده دیگه اومدن بعد فرستادنمون سر کلاس بعد معلمه اومد درس بپرسه سروصدا و اینا بعد معلمو عوض کردن بعد ما ریختیم بیرون گفتیم ما میگیم درس نمیخوایم معلما عوض میشن!بعد ریختیم تو حیاط شروع کردیم اینو خوندیم عمرا اگه فردا رو تعطیل کنن تا اخر سال ماها رو ول کنن بقیه روز هم نشستیم کف حیاط بی سروصدا ولی اوصولا خیلی حال داد بعد کف مدرسه هم به گند کشیده شد بس که کاغذ پاره کردیم پسرا هم اون بالا خودشونو کشتن هی ترقه در میکردن خوبه ها حال میده ولی یه جایی اینجوری ضدحال شیم!

6_تا بعد....

الان خبر رسيد خيلی  جاها اينجوری بوده!

   + آیدا ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/۱٩
comment نظرات ()