آیدا

...

1_سلام

2_امشب ساعت 9 یا 7 شایدم ساعت دو

بابان:بار دیگر شاهد حضور گرم و صمیمی ملت غیور ایران در انتخابات برای تصمیم گیری در امور کشورمان بودیم

خب دیگه بالاخره باید یه جوری به شماها معنی حضور گرم و صمیمی فهموند نه؟خب شما میتونید در انتخابات شرکت کنید تا گرم و صمیمی باشید من که واقعا ناراحتم که هنوز سنم به اون حدی نرسیده بود که بتونم مثل بقیه ملت غیور در این کاره گرم و صمیمی شرکت کنم و به وضیفه ی شرعیم عمل کنم شماها که میتونید عمل کنید عمل کنید(فکر بد موقوف)بعدش واقعا متاستفم که نمیتونم گرم وصمیمی بشم و به وظیفه ی شرعی عمل کنم

3_آیدا شبیه افسرده هاست هر دفعه میره کلاس زبان این معلمه مثل معلمای مدرسه که به خندیدن ملت  گیر میدن میاد میگه

Aida is sadیه نمه کوفت یه نمه درد این قصد داره آیدا رو افسرده کنه حالا میدونین چی جالبه؟امروز آیدا به درجه ی دلقکی نائل گشته بعدش اینکه آیدا یه  داره گیج میشه همین دیگه

4_امروز جمعه اول اسفند سال 1382بید 26 روز تا چهاشنبه سوری بعدش 394 روز تا سال 84و 29 روز تا سال 83 مونده دوست ندارم امسال تموم شه سال خوبی بود خوش گذشت بهم نمیدونم سال دیگه چه جوریه همیشه همینجوریه دیگه یه ماه آخر سال مخ من میاد تو دهنم نمیدونم چرا اصلا هم خوب نیست حال آدم گرفته میشه تازه یه اتفاق بد هم توی سال دیگه میفته من از همین الان براش عزا گرفتم تاریخ دقیقشم نمیدونم ممکنه حتی تو اسفند اتفاق بیفته ولی هرچی باشه سال دیگس ....همین دیگه

5_خوب شد همین دیگه رو یاد گرفتم

6_پایین خونمون دو تا مدرسه است که یه دونش از این رای گیریا بوده درس مثل دستشویی عمومی بازه همچین مردم از کنارش رد میشن که انگار بو بد از توش میاد بعضی ها هم کیسه آماده کردن خیلی دلم برا مدرسه سوخت گناه داره آخه حالا نمیرین توش نرین به من چه که به وظیفه شرعی تون عمل نمیکنید لااقل اینجوری ازکنارش رد نشین بابا تو این چند تا موجود زنده درس میخونن...

 7_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٢/۱
comment نظرات ()