آیدا

...ترن...

1_سلام

2_آیدا امروز داشت از مدرسه بر میگشت دید یه زنه همینجوری از هرکی یه چیزی میپرسه هیچکس جوابشو نمیداد بعد اومد از آیدا پرسید آیدا فکر کرد میخواد آدرس بپرسه گفت بپرس گفتش در مورده انتخاباته شما چند سالتونه؟آیدا گفت 14 سال بعد فهمید کاری نداره زنه گفت نمیخواد برو بعدش آیدا یه ذره فکر کرد خندش گرفت قیافه ی زنه رو اونجوری دید از هر کی میومد سوال بپرسه هیچکس جوابشو نمیداد یه نمه دله آیدا به حالش سوخت از یکی هم که اومد بپرسه هه هه هه بعدش همین دیگه....

3_سرم درد میکنه شما نمیدونین باید چیکارش کنم از صبح ساعت 9 همینجوری میدرده ساعت 8:15 میباشد سرم هنوز درد میکنه....

4_حالا میفهمم پشت سریام از دستم چی میکشن منو بغل دستیم سر کلاس همش مشغول خندیدنیم بعدش خیلی حال میده یهو جلویی بر میگرده میگه بسه دیگه اه حالا امروز من فهمیدم چی میکشه خدا نسیب گرگ بایبون پشت سری پرحرف نکنه

5_الان شما چه حسی دارین؟هان؟من الان هرچی فکر میکنم نمی فهمم چه حسی دابرم شاید یه ذره دلشوره به همراه کنی تا قسمتی گیج بودن ولی بازم یه حسای دیگه ای دارم هرچی فکر میکنم نمیفهمم میخوام حسمو یه جایی بنویسم که بعدا بخونم یادم بیاد الان هرچی فکر میکنم حس اول سال رو یادم نمیاد راستی داریم به آخر سال نزدیک میشیم میخوام ساله دیگه حس الان رو بدنم یه نمه گریم گرفته هیییییییییی پیر شدیم رفت داریم میریم تو سال 83؟نه خیلی زوده تازه داشت از امسال خوشم میومد کاش یه ساعت برنارد داشتم(اونوقت میشد ساعت آیدا)اونموقع زمانو نگه میداشتم تو همین سال میموندم خیلی امسال بهم خوش گذشته نمی خوام برم تو یه سال دیگه اه همش همینجوری تا از یه چیزی خوشت میاد از دستش میدی اه خوب چیه؟چرا غرغر میکنین؟هان همینه که هست دیگه اینقدر بدم میاد یکی غرغر کنه اه اه اه....

6_نخیر هرچی گفتیم قضیه الکیه فقط یه تابلو زدن که ما هم بلدیم مثل اینکه جدی جدی میخوان ترن هوایی بزنن از کجا؟فرودگاه به صادقیه!زهر درد مرض کوفت به اندازه ای که مردم دچار خوش آسمونی نشن آسمونش زشت هست میخوان ترن هوایی بزنن که چی اه آسمون زشت میشه اعصابم داره از دسته این شهردا ر خوشگله خورد میشه ها

7_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/٢٩
comment نظرات ()