آیدا

حالم به هم خورد

1_سلام

2_خیلی علاقه دارید بدونید چی شده میتونید برین اینجا بخونین ببینین چیه آیدا حوصله ی توضیح و این حرفا رو نداره

3_امروز یه معلم  دیگه جای معلم ریاضی اومد سر آیدا اینا آیدا خیلی خوشش اومد این از معلم خودشون خیلی بهتر بود اومد مثلا جزوه بگه اینقدر ستاره گفت بزنن که تو دفتر آیدا شب شد یه ماه هم کشید دفعه ی آخری آیدا خسته شد قلب کشید از اول تا اخرشم هم با دوستش مشغول خندیدن بود با دوستش اینقدر خخندیدن خیلی حال داد ولی معلمه چند بار ضایعشون کرد اینقدر هم از خودش تعریف کرد که نمی دونین می گفت چند روز پیش رفتم کوپن بگیرم همونجا داشتن برای دانشگاه ازاد ثبت نام میکردن!خیلی هاشون شاگردای من بودن اومدن سلام کردن ولی یکیشون اومده گفته خانوم یادتونه از کلاس بیرونمون کردین بعد اومده واسه اینا کلاس میذاره من امسال مدرسه نرفتم رفتم کلاس زبان یه معلم داریم شل و وله اومده ادای اونو برای بچه ها در میاره بچه ها خیلی بهش خندیدن ولی به آیدا حال نداد (همچین قراری هم نبوده!)زنگ دوم قران داشتن این معلمه خیلی ماسته امروز آیدا رفت کنار دوستش بشینه وقتی همه ی بند و بساطشو جمع کرده معلم میبینه بغل دستی آیدا کتابش یادش رفته به اون گفت برو بشین پیش یکی که کتاب داره بعد دید اون محل نمیده به آیدا گفت بره پیش اون بشینه آیدا هم رفت دیگه تازه بعدش معلم شروع کرد غرغر کردن که آیدا جان! نمی خواستم اینو بگم ولی خیلی رفتارت با ترم اول فرق کرده آیدا خیلی بهش بر خورد اه اصلا به اون چه دوست داره خیلی اعصابش از دست اون معلمه خورده

3_(خودتون یه ذره غرغر به اوله این اضافه کنین!)اه آیدا نمی خواد بره مدرسه حال نداره یه انشا باید بنویسن با موضوع امتحانات ترم اول آیدا یکشنبه ی پیش هم به خاطر همین غایب شد حال انشا نوشتن نداره اصلا اونم چه موضوع قشنگی تنها چیزی که آیدا حالشو نداره فکر کردن به هموناس معلمه هم گویا همینو فهمیده آخه اینجا معلم عرب و فارسی و انشا و اینا با آیدا خیلی بدن بقیه کمتر بدن اه اه اه کاش می شد فردا هم آیدا نره مدرسه تو خونه بمونه اینقده حال میده اه حیف که فردا .... وگرنه نمی رفت مدرسه...

4_امروز آیدا با چند تا از دوستاش بحث شعرو این تریپیا می کردن یکی گفت من عشق فروغ دارم اون یکی گفت تو به عمرت شعر فروغ و خوندی اصلا همه خندیدن اینم شروع کرد یه شعر از همون خوندن خوب شد قبول کردن که بلده و گرنه تا فردا صبح شعر میخوند خب نکنه فکر کردین آیدا می خواست همینو بگه نه خیر ربع ساعت تایپ کرده که یه شعر بنویسه برین برا معشوقه هاتون بخونین

نگاهم با نگاهت کرد بر خورد       نمی دانم چرا حالم به هم خورد!

خوب بود؟

5_آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآا چه قدر آیدا تایپ کرده چشش در اومد....

6_تا بعد....

پ.ن:امروز شنبه هجدهم بود12روز تا اسفند و 42 روز تا عید مونده عیدتون مبارک!

 

   + آیدا ; ٩:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۱۸
comment نظرات ()