آیدا

اون ايدا

۱_سلام

2_ایدا حال میکنه وقتی میبینه ملت باهاش با اخترام صحبت می کنن ایدا از اول هفته خیلی تحویل گرفته شده شنبه صبح رفته تو مدرسه دوستش از اون دور میگه سلام گوساله ایدا خیلی خوشحال شده میشه می گه خوبم بزغاله ایدا و دوستش وقتی خیلی با هم دعوا داشته باشن همدیگه رو بشر می نامند بعد میره خونه دوستش از شیراز زنگ زده میگه سلام گوسپند ایدا میگه هان؟سلام میمون ایدا در طول هفته همینجوری مورد اخترام واقع میشه تا اخر هفته باز امروز(جمعه )هم ایدا واقعا مورد احترام واقع میشه صبح پا میشه ساعت 4:15میره پیشه مامانش مامانش میکه بروبچه نصف شب اومدی چیکار زشته تا الان بیداری ایدا خیلی خوشحال میشه ایدا میاد نت بعد از یکی که تا حالا به عمرش از دهنش حرف بد در نیومده میشنوه که خیلی عوضی شدی ایدا از خوشحالی نمی دونه باید چیکار کنه وقتی بهش احترام میذارن

3_ایدا دلش گرفته این بار از نمره نیست از دعوا نیست از هیچی نیست از خوشی زیادیه!ایدا این چند وقت که به تهران اومدن خیلی فرق کرده ایدا اون ایدای قبلی رو میخواد!چه قدر دلش برا اون ایدا خیلی تنگ شده برا اون برای دوستای اون برای خونه ی اون ایدا دلش برا همه چیه ایدای قبلی تنگ شده ایدایی که از این ایدا به نظر خودش خیلی بهتر بود اصلا هم فکر نکنید اونو شناختید اون اولا اون جوری بود نه از وقتی این وبلاگ رو باز کرد دیگه اون نبود یکی دیگه بود ایدا همیشه از این حس اعصابش خورد میشه حسی که دلش می خواد گذشته باشه اصلا ایدا حالش از احساسات بهم خورده زندگی بدون احساس باید از این بهتر باشه...

4_امروز ایدا با دوستش رفته بود بیرون یه گربه اومده بود دنبال اینا ایدا و دوستش خیلی به اون خندیدن این گربه هر وقت ایدا و دوستش بر می گشتن نگاش می کردن این کفه پای راستشو میلیسید همچین خودشو می زد به اون راه انگار....

5_ازت متنفرم دیونه....یه زمانی دوست داشتم...((

ا(با ایدا هستم!)

 

   + آیدا ; ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/۳
comment نظرات ()