آیدا

سنت

۱_سلام

2_دنیا برای ایدا خیلی وحشتناکه ایدا دوست نداره زندگی کنه به نظر ایدا الان همه چی مزخرفه به نظر ایدا هیچی مهم نیست وقتی مهمترین مساله ی زندگیش درس باشه ایدا این زندگی رو دوست نداره به نظر ایدا ادم درس می خونه که راحت تر زندگی کنه اکه درس بخواد باعث وحشتناک شدن زندگی ادم بشه ایدا این درسو دوست نداره ایدا می دونه اگه الان درسش بد شده سال دیگه و سالای دیگه هم نمی تونه خودشو بالا بکشه ایدا کمک می خواد کمکش کنین که یه جوری امیدوار بشه بره پی کارش....

3_ایدا امروز توی وبلاگ امیر تیموری یه مطلب راجبه فرهنگ گم شده ی ایرانی خونده ایدا رو جو گرفته و می خواد در این باره بنویسه

اگه توی تاریخ دقت کرده باشید تا قبل از هجوم اسلام به ایران اسمها همه ایرنی بودن ولی بعدش همه شدن حسین اول حسین دوم علی اولی علی دومی اسماعیل بزرگه اسماعیل کوچیکه ایدا از همین تاریخ بدش میاد مگه اسمای خودمون چشه؟مگه بردیا و سامان و ساسان و دارا؟ چشونه؟

مگه کتایون و سارا و سیمین و مهین و این اسما چشونه؟

چرا باید به مراسم سنتی بگیم جواد بازی؟

چرا....

4_تا بعد...

 

   + آیدا ; ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/۱۱/٢
comment نظرات ()