آیدا

تابستون

۱ـسلام

۲_انگار نه انگار که تابستونه!در ضمن این دفعهء پنجمه من دارم این متنو مینویسم هر دفعه یه جوری پاک شده!

داشتم میگفتم من فقط دو روز در هفته بیکارم بیشتر احساس میکنم مدرسه ها بازه با دو روز تعطیلی در هفته!

چون چهار بار دیگه اینا رو نوشتم دیگه حوصله ندارم تکرار کنم فقط اگه تو خیابون یکی رو با لباس مدرسه دیدین بهش بد نگاه نکنین!

۳_تابعد...

   + آیدا ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢٧
comment نظرات ()

خانهء دوست کجاست...

همیشه دلم می خواست که یه دوست داشته باشم که بدون اینکه راجع به خودم و خانوادم قضاوت کنه باهاش حرف بزنم!راجع به هرچی که دلم خواست...

   + آیدا ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٢۱
comment نظرات ()

تسليت به خودم!

هيچ وقت نتونستم با تولد يا مرگ بقيه کنار بيام يه آدمايی که از اول بودن يهو نيستن يا کسايی که نبودن ميان و ميشن عضوی از زندگيت...

بابابزرگم امروز مرد عذاب وجدان ولم نميکنه...

   + آیدا ; ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٤/٦
comment نظرات ()