آیدا

ببخشيد

1_سلام

2_داشتم همه کامنتهای توی صفحه رو چک می کردم خیلی جالب بود بیشترشون ماله این مطلب بودن تا حالا اینا رو دقیق تخونده بودم همونجایی بود که کامپیونر خراب بود و من نمی تونستم بهتون کامنت بدم یهو دیدم یکی اومده یه چند خطی گنده انتقاد امیز برام نوشته اولش عصبانی شدم بدش یه ذره فکر کردم راست می گفت به چه قدر نفر باید لینک بدم؟چرا تو وبلاگ خیلی ها نرفتم؟باور کنید خودم همش تو فکر اینهام ولی نمی دونم باید چی کارش کنم اقای حسین استقلالی همیشه میومدن اینجا تازه بهم لینک هم دادن ولی من ادرسوشونو ندارم اقای نوید شکوفا همیشه نوشته های منو می خوندن ولی من اسمشونو اونجا ننوشتم ولی اونو حواسم نبود خیلی کارای دیگه کردم نصفشو یادم نیست اقای فلفل قرمز این غالب رو برام درست کردن ولی من هیچ تشکری از ایشون توی صفحه نمی بینم مارمولک به من لینک داده ولی من بهش ندادم ابجی کوچیکه و داداشی به من لینک داده ولی من ندادم داداشی و ابجی کوچیکه هم همینطور

1-نتیجه گیری :من خیلی بدم نیاین تو وبلاگم

2-نتیجه گیری:من خیلی بدم بهم لینک ندین

3_دستت درد نکنه اونی که این کامنتو گذاشتی خیلی باحالی

4_سعی می کنم لینکامو امروز درست کنم

پس فردا می ریم تهران وای چه بد وحشتناک تر از این وجود نداره

شايد تا اول مهر نتونم بنويسم

 

   + آیدا ; ٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٢٢
comment نظرات ()

سلام

_سلام

2_اصلا مطلب ندین خودم یه مطلب خوشگل دارم از اینجا  برداشتم ولی الان نمی ذارمش اینجا چون خودم حرف دارم:

3_اهای اقای پسر خاله لطفا نیاید اینجا یا لا اقل راجب اینجا حرف نزنید

4_امروز رفتیم تو انباری و هر چی کتاب کتابا رو ریختیم تو کارتون اخه گفتم که داریم می ریم تهران باید وسایلو جکع کنیم من که از کت و کول افتادم اصلا فکر نمی کردم اینقدر سخت باشه اعصاب ادم خورد میشه

5_دیشب ساعت 2:30 بعد از هزار تلاش و یاری اومدم یکی از دوستا با حالمو دیدم این تنها دوستمه که از اینترنت سر در میاره هری پاتریست هم هست تا اومدیم به هم عکس رون و هرمیون اسنیپ و خلاصه عکسای با حال بدیم به هم دیسکانکت شده و بعدشم وصل نشد خیلی اعصابم خورد شد (بابا این کارا چیه بیخیال .توضیح مترجم_م)خب؟ یه چیزی بگین

5_نمی دونم چرا اینقدر زود به هر چیزی عادت می کنم نمی دون شما هم اینجوری هستید یا نه من راحت راحت به هر چی جلو چشمم باشه عادت می کنم بدون اینکه فکر کنم یه روز بالاخره این از بین میره نابود میشه یا از پیش من میره یا هر چیز دیگه حالا این چیزی که من بهش عادت میکنم می تونه دیوار باشه یا یه درخت یا یه ادم یا یه اهنگ یه نقاشی یه شعر یه موضوع یه کتاب یه اسم یا یه هرچی که بیشتر وقتا اهنگ و موسیقی و این جور تیپیاست کمتر وقتا یه ادم یه وسیله یا اینجور چیزا کمتر از همه ادم ولی وقتی هم بخوام عادت کنم به یه ادمی ول کنش نیستم و تو 5 ثانیه عادت می کنم بعدم دل کندن ازش خیلی سخته ولی اوصولا چون متولد خردادم فکر کنم یکم راحت تر از بقیه بتونم فراموش کنم برا همین سعی می کنم از هیچ کس خوشم نیاد ادما زوردتر از همه چی نابود میشن از من میشنوین شما هم از هیچ کس خوشتون نیاد حالا از من گفتن بود بعدا نگین نگفتیا!

6_خورشید خانوم هم عروسی کرد مبارکه راستی اون مطلبی رو که ابکش نوشته بو خوندین؟اگه نخوندین برین بخونین به کلی وبلاگ وبلاگهم باید سر بزنم اینم لیستش

از همه چي و همه جا

مغازه شوخی زونکو

آیدا در آینه

http://sovashon.persianblog.ir

کلوپ طرفداران هری پاتراین یکی مخصوصه

katbalou

دستنويس هاي يك زوج خوشبخت و دخترشون!!!!!!!

امپراطور گلهاي رز

nice_girl_for_dream

و اين منم زني تنها...

اعترافات يک متهم

مامان و بابا و دخترشون

@}---Dadashi&AbjiKoochikeh---{@

*** اولين زوج اينترنتي ***

Pishi maloos

ستاره ی تنهایی

خونه ی ساره خانوم!

....حرف هاي يك دل

داداشـي و مـن

آهوی شجاع

دل مجنون

http://harrypotterists.persianblog.ir

:: پــــــريــا :: حالا بقیش برا بعد...

 

   + آیدا ; ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٦/۱٧
comment نظرات ()

اوه چه قدر غرغر

_سلام

2_اگه حال ندارید همین الان برید یه جای دیگه چون غرغر خونم رفته بالا تنها راه پایین اومدنش هم غرغر کردن تو اینجاست چون تو خونه اصلا امکانش نیست اگر هم بود دلم نمیاد خوشحالی از تنشون بیرون بره وای خستم خیلی خسته انگار یه عمر کار کردم حاله هیچی رو ندارم وای خدا من اون ایدا نیستم نمیدونم شما هم فهمیدین یا نه خیلی عوض شدم بد اخلاقم دیگه خوشحال نیستم یه جوری انگار دیوانه سازها تو خونمونن اخه واقعا غمگینم اصلا هم قابل درک نیست بدترش اینه که هیچکی نیست باهاش درددل کنم اخه نوشتن که نمیشه هرکی حاضره من از ساعت دو بعد از نصفه شب به بعد ان لاین هستم ای دی ام هم اینه...هرکی مایل است چت کنه (وبلاگ نویس باشه فقط .توضیح مترجم_م) اعصابم از دست همه خورده نمی دونم می تونین بفهمین یا نه در هر صورت همینه که هست من یه غرغروی بد اخلاقم یه دوست می خوام باهاش درددل کنم هیچ کس هم در دسترس نیست الان تازه بدترش اینه که ما داریم وسایل خونمون رو جمع می کنیم برای رفتن به تهرون (تیرووووووووووووووون.توضیح مترجم_م)خلاصه اینکه شما الان دارید نوشته های یک ایدا در خونه رو میخونید ولی اگه همینجوری پیش بره مجبورین بعدا بعد از صد سال و بیست ماه و سیزده روز نوشته های ایدا در دیونه خونه بخونید

اینم جاهایی که اگه حال غرغر ندارید باید برید

نوشي و جوجه هايش

....حرف هاي يك دل

امپراطور گلهاي رز

@}---Dadashi&AbjiKoochikeh---{@

داداشـي و مـن

وای حالا یه روز دیگه است که من دارم بقیه اینو می نویسم یه اتفاق معجزه وار افتاد وای خدا جون ممنون من امروز دو دقیقه گربیه کردم چه لذت بخش واقعا فکر نمی کردم یه روز اخره کیفم باشه ولی بازم به همین ولی کم بودا خیلی کم می دونید الان چی منو خوشحال می کنه؟این که الان یه کارد بیاد دستم و من مثل اون اولا که عموم مرده بود رو دستم خونه بکشم بعد هر موقع نگاش کنم خوشحال بشم خیلی کیف می ده بخوصوص برا اونایی که مثل من هستن و گریه براشون ارزوی دست نیافتنیه وقت ناراحتی می تونن روی دستشون با چاقو نقاشی کنن یادمه تو مدرسه یکی بود که مامان باباش طلاق گرفته بودن اینم واقعا از نظر روحی مثل الانه من قروقات بود بعد این معمولا رو دستش با تیغ نقاشی می کشید من اون موقع برام عجیب بود ولی الان اصلا واقعا به نظرم عادیه خب شاید برا شمام عجیب باشه ولی برا من عادیه وای هنوزم همون احساس پوچ مسخره رو دارم تو این دو روز شدم منشی تلفنیه اون خبر خوش هر 1 ساعت دو تا تلفن تبریک داریم من بیچاره هم از کارو زندگیم(فکر کنم منظورش گریه کردنه.توضیح مترجم_م)فکر کنم تنها خاصیت من تو زندگی جواب دادن به تلفن ها و سوسیس سرخ کردنه خب پس چه بهتر که بمیرم اینم شد خاصیت مثبت وای اگه الان یکی بیاد جلوم و منو با یه راه بدون درد بکشه من تا همیشه ممنونشم یا عزرائیل تازه می فهمم چه موجود خوبیه خیلی دلم میخواد ببینمش

بعضی وقتا دلم می خواد اهنگ رو با صدای خیلی خیلی بلند گوش کنم اونوقت اگه بیان جلو من اهنگ بتوبن بذارن یا افتخاری فرق نداره می ذارم رو اخرین درجه همه درو پنجرهها رو هم باز میکنم بعدش حال می کنم اینجور موقع ها از گریه کردن هم بیشتر حال میده

 

   + آیدا ; ٢:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٦/۱۱
comment نظرات ()

غرغرغرغر

_سلام

2_دیشب خبر خوبی رسید بهم فکر نمی کردم اینجوری بشه خوشحالیم به دو ثانیه هم نرسیده بود یهو یه حس پوچ گرفتم اصلا خوشحال نبودم دلم میخواست جیغ بزنم بعد گریه کنم اما توان هیچ کدومشو نداشتم نمی تونستم باور کنم من همین بودم که دو ثانیه پیش خوشحال بودم اول محلش ندادم رفتم هری پاتر بخونم شاید اروم شم فیلمشم گذاشتم که حسش بیاد ولی نشد بعد پرتش کردم یه گوشه همه خواب بودن پس میتونستم هر کاری دوست داشتم بکنم باورم نشد پرتش کردم بابا من این کتاب رو قد جونم دوست داشتم بعد فیلمشو نگا کردم یهو با خودم گفتم چه طوره اتیشش بزنم داشتم شاخ در میووردم این من بودم نه نم تونستم من باشم اه از خودم بدم اومد از این که متولد خرداد بودم شادو ارام در شب های مهتابی بعضا دمدمی مزاج این جمله هیچ وقت یادم نمیره همیشه تو فال های که می گیرم هست

تازه بعضی جاهام ای نجوری نوشته مردانی که احساس می کنند احتیاج به دو زن دارند بهتر است با متولدین خرداد ازدواج کنند زیرا رفتار انها دائما در حال تغییر است با خودم گفتم شاید واسه همینه اما نه این نبود من هر روز نظرم عوض میشه راجب هرچی اما این دفه این نبود وای ارزو کردم کاش الان بمیرم بعد با خودم فکر کردم اگه الان یکی بیاد بگه من میخوام تورو بکشم که بری اون دنیا اخرین ارزوت چیه من اون موقع واقعا احتیاج به گریه داشتم تعجب اور بود که نمی تونستم گریه کنم اه ÷س هیچ ارزویی نداشتم بهش می گفتم اینکه الان منو بکشی اخرین ارزومه وای فکر نمی کردم اینقدر بد باشه چه سخته جمع کردن وسایل شاید ماله همین بود ولی نه با خودم گفتم حتمال دارم دیونه میشم بعد یه خنده الکی کردم یاد هرف یکی از فامیل ها افتادم وقتی داشت راجب کسایی که چند شخصیتین توضیح می داد می گفت یه بیماریه روانیه که ادم چند جور متفاوت رفتار می کنه مثلا مثل اطرافیان یه روز خودشه یه روز یکی دیگه گفتم شاید این مترجم همینه درست مخالف من سخت بود ولی تو فکرم تا دیونه خونه هم رفتم بعد به خودم گفتم اه ایدا بس کن اینقدر منفی باف نباش ولی نمی شد گفتم اگه برم دیونه خونه شما میفهمین بعد کلی خندیدم ولی بازم دلم گریه میخواست یه اهنگ کوفتی هم تو سرم وول میخورد

این دفه هم مثل بقیه دفه ها هیچ کی این چرتو پرتای منو نمیخونه اه چه قدر از خودم بدم میاد وای انگار منفور ترین موجود روی زمینم اه بسه چرا اجازه میدم بهم توهین بشه حقمه هر چی بگن حقمه بس که زود باورم البته با همه این زود باوری هیچی رو هم باور نمی کنم وای سر همتون درد گرفته نه؟بسه حالا همین قدر غرغر داشته باشین تا بقیشو از تو دیونه خونه بنویسم براتون

   + آیدا ; ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٩
comment نظرات ()

 

بابا هرمیون!!!!!!!!!!!!!!

   + آیدا ; ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٩
comment نظرات ()

اخ جون عکس

   + آیدا ; ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/۸
comment نظرات ()

(سلام..توضيج مترچم ـ م)

۱_سلام(یکی بیادو جواب یلام اینو بده.توضیح مترجم_م)
2_امروز می خوام برنامه هر روزمو براتون بگم(این دختره خیلی بیکاره برنامشو نخونین بد اموزی داره.توضیح مترجم_م)من صبح کله صحر از خواب پا میشم حالا یه ذره این ور اون ور کم بخوابم ساعت 11:30زیاد بخوابم 1:30 ولی معمولا کم می خوابم(نگفتم خیلی بیکاره!.توضیح مترجم_م)خب دورو بر 9 صبح یه خواب خوشمزه میبینم معمولا خوردنیه مطمئنم هیچ وقت توشب همین خوابی نمیبینین پس منتظر نباشید راستی یادم بیارید بعدا براتون یکیشو تعریف کنمخوب بعد این خوابو که دیدم یه ذره بعدش مهدی حوصلش سر میزه میاد بالا منو بیدار کنه یه ذره غرغر بارش می کنم میره بعد خودم تو رختخواب یه ساعت وول می خورم وهری پاتر و محفل ققنوسه دو رو حفظ میکنم بعد بیدار میشم یه ذره بعد مامانم میاد ناهار می خوریم بعد تا ساعت 3 تلویزیون نگاه می کنیم اوه ساعت 3 شد چه ساعت بیکاری چه طوره برم تو اینترنت بعد میرم اینترنت بعد ساعت 3:30 است میرم درودروار نگاه میکنم تا ساعت5 شه بعد دوباره میرم پا تلویزیون تا ساعت هفت شه(این دختره وقتی میشینه پای تلویزیون هری پاتر می خونه برای هزارمین دفه در روز نصف کاراشو که خوندن این کتابه حذف کرده اخه می دونین این کتابرو تقریبا حفضه اه چرا کتاب جدیده رولینگ نمیاد.توضیح مترجم_م)بعد ساعت هفت میشه میرم هری پاتر می خونم بیشتر محفل ققنوس جلد یک فصل مجازات با دلورس عاشق این فسل هستم با اون جاهای که چو چانگ داره خب دیگه ساعت هشته میرم هری پاتر بخونم بعد ساعت نه شد برم تلویزیون نگاه کنم تا ساعت 11:30 بعدش میام نت اخ ساعت یک شد برم ببینم تلویزین چی داره بعد ساعت 1:30 میشه میرم بالا تا ساعت 3 تو رختخواب تموم شد
3_(اصلا از برنامه این دختره خوشم نمیاد.توضیح مترجم_م)
5_(این دختره دلش می خواد خداحافظی شو تو شماره 4 بکنه پس الان شما 5 رو بخونید.توضیح مترجم_م)این برنامه منو که خوندین قبل از ورود نیلوفر به شیراز بود ولی حالا بعدشه وای چه روزای خوبی بودولی عیب نداره حالا صبحا زود تر بیدار میشم همین

 

   + آیدا ; ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/٢
comment نظرات ()

با عرض معذرت از همه کسانی که کامنت دادن مجبور بودم پاکش کنم

۱ـسلام

۲ـنيلوفر اومد

۳ـمجبورين بازم نوشته هاشو بخونينhttp://niloofarrr.persianblog.ir/مرسی لطفا زود برين پيشش

۴ـeh chera matlab nadaram ke benvisamkheiloi bikaram

   + آیدا ; ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٦/۱
comment نظرات ()